فردر ( fa-dar )و فردره بفتح فا و دل،همان فدوند مرقوم يعنى چوب پس در،سوزنى گويد: مصراع در كونش كرد فردرۀ آبنوس رنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1029) 
[اسم][فارسی]چوب بزرگ گنده كه در پس در كوچه نهند تا در گشوده نگردد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2538) 
فردره بر وزن مجمره به معنى فردر است كه چوب گندۀ پس در كوچه باشد و به اين معنى با زاى نقطهدار هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص653) 
- [بوزن غرغره] همان فردر -- كه گذشت -- يعنى چوب پس در و در مؤيد فزدر نيز باين معنى است كه - راى اول زاى معجمه - باشد [4] مثالش سوزنى گويد: بيت چندان بچه فكند زن تو ز نيكبخت گر بشمرى بيايد بيش از سپاه زنگ بىمنت تو سرخجنانى و نيكبخت در كونش كرده فردۀ آبنوس رنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص993) 
(اسم مرکب) ←فردر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2103) 
چوبى باشد كه پس در نهند.شهاب مهمره گويد: در دست من اى نگار جز فرد ره نيست#جاى غلطى دارم گر سيم سره نيست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص127) 